انتشارات آموت منتشر کرد:
تمام جنگل، پسر را به نام خنده رو می شناختند. مار بالدار به زمین نشست و تبدیل به انسان شد. قرار بود جشن عروسی در کوه که هرکدام در نقطه ای از جنگل بودند. برگزار شود. جشن از ساعاتی قبل شروع شده بود. کوهی که کنار پسر بود گفت: وقتی دیدیم دیر کردی. زنبور را فرستادیم ببینیم کجایی که اومد و گفت داشتی برا مادرت می رقصیدی….
از محمد هاشم اکبریانی تاکنون مجموعه داستان کاش به کوچه نمی رسیدم، رمان باید بروم، مجموعه داستان هذیان و مجموعه داستان آرامبخش می خواهم منتشر شده است.


نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.