انتشارات افق منتشر کرد:
آسفالتی ها داستان دختری به نام «شایدی» با نام اصلی «جس» است. دختری ۱۶ – ۱۵ ساله که بیماری پیسی دارد و تمام بدنش لکه لکه است او که از خانه فرار کرده، فرزند نامشروع مادری معتاد است که در گذشته در سیرک کار می کرده است. مادر که از پس مخارج شایدی و دیگر بچه هایش برنمی آید او را از خانه بیرون می کند و شایدی به خیابان های نیویورک پناه می آورد.
بخشی از کتاب :
خرمگس جور دیگری حرف میزد.مثلا ما میگفتیم شاید ترتیبش را داده اند ولی او گفت:فکر نمیکنم به قتل رسیده باشد.اشکی پرسید:هیچ وقت مرده دیده بودی؟
گفتم:آره یا اینکه مطمئن نبودم.
خرمگش پرسید:تا حالا به مرده دست زدی؟
پرسیدم:تو زده ای؟
خرمگس به جسد نزدیک تر شد چمباتمه زد و دستی به پیشانی کثیف کلانتری کلاب زد
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.