انتشارات آموت منتشر کرد:
شاید دخترک بچه پریان بود. تاحدودی نامرئی بود، صورتش رنگ پریده بود و سوییشرت و شلوارش در جنگل تاریک و روشن پشت سرش محو شده بود. پاهایش برهنه بودند. بیحرکت ایستاده و یک دستش را دور تنهٔ درخت گردوی گرمسیری آمریکایی حلقه کرده بود. وقتی ماشین در انتهای راه شنی قرچ و قروچ صدا داد و چند متر آن طرفتر ایستاد، اصلاً از جایش تکان نخورد…
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.