انتشارات ققنوس منتشر کرد:
وقوع جنگ همیشه و در هر حالتی اجتنابناپذیر است. به هر حال رخ میدهد و با خود رعب و وحشت و نیستی و آوارگی میآورد. رمان آنچه با خود حمل میکردند گونهای از داستان است که واقعیت و خیال با هم پیوند میخورد و در آن تصویری از واقعیت جنگ به طور کلی روایت میشود: «ستوان یکم «جیمی کراس» با خود نامههایی حمل میکرد از دختری به نام مارتا، دانشجوی سال سوم کالج ماونت سیبسچن در نیوجرزی. نامهها عاشقانه نبودند ولی ستوان کراس امیدوار بود و نامهها را تا کرده بود و درون پلاستیکی در ته کولهپشتیاش نگهداری میکرد. عصرها دیر وقت، پس از راهپیمایی روزانه و کندن سنگر، دستها را با آب قمقمه میشست، نامهها را بیرون میآورد و با نوک انگشت نگه میداشت و آخرین ساعت روشنایی را به خیالپردازی میگذراند. در خیال خود سفرهای اردویی عاشقانهای به کوهستان وایت در نیوهمپشر تجسم میکرد. گاهی هم لبه چسبدار پاکت را که لابد جای زبان نویسنده بر آن مانده بود با زبان لمس میکرد. بیش از هر چیز دلش میخواست که مارتا همان طور که او دوستش داشت دوستش بدارد، ولی لحن نامهها بیشتر دوستانه بود و در آنها از عشق خبری نبود.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.